نمونه گفتار منتسكيو را نقل مىكنيم: اين نويسنده معروف فرانسه در فصل دوم از كتاب شانزدهم روح القوانين از قول پرويدو نقل مىكند كه محمد (ص) در سن پنج سالگى خديجه را بنكاح خود در آورد، و در سن هفت سالگى با وى هم بستر شد. كسانى كه اطلاعات آنها در واضح ترين حوادث زندگى پيغمبر اسلام تا اين درجه ناقص باشد از آنها چه انتظارى در معرفى رجال جهان تشيع مىتوان داشت.
و اين حقيقت قابل كتمان نيست كه توجه برادران اهل سنت ما نسبت بتبليغات و معرفى رجال اسلامى بجهانيان از ما بيشتر بوده و در اين راه مساعى جميلهاى مبذول داشتهاند لكن بعضى از آنان تحت تأثير احساسات مذهبى قرار گرفته نوابغ جهان تشيع را به عكس معرفى نموده اند و برجال علمى شيعه از قبيل زراره (١) -
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت (فارسي)
(١)
1 - شرح حال زاره
٧ ص
(٢)
2 - اسامى رواتى كه هشام نام دارند
٨ ص
(٣)
3 - شرح حال مرحوم سيد مرتضى (اعلى الله مقامه)
١١ ص
(٤)
5 - بيان سر ترديد بين كندى و شيبانى و ترديد بين كوفى و بغدادى
١٢ ص
(٥)
6 - شرح حال جهم بن صفوان
١٣ ص
(٦)
7 - وجه تسميهء واسط
١٤ ص
(٧)
8 - شرح حال مرحوم ابن النديم (رضوان الله عليه)
١٥ ص
(٨)
9 - نقل كلام بعضى از انتقاد كنندگان هشام در بيان انحراف بدوى هشام و پاسخ آن
١٦ ص
(٩)
10 - شرح حال مرحوم حاجى شيخ عبد الله مامقانى صاحب كتاب تنقيح المقال
١٨ ص
(١٠)
11 - شرح حال مرحوم ابو عمرو كشى صاحب رجال كشى (رحمة الله)
١٩ ص
(١١)
12 - ترجمهء حمران بن اعين (ره)
٢٦ ص
(١٢)
13 - ترجمهء مؤمن طاق (قدس سره)
٢٧ ص
(١٣)
14 - ترجمهء حمزهء طيار (رضوان الله عليه)
٢٩ ص
(١٤)
15 - ترجمهء على بن منصور ابو الحسن كوفى
٣٠ ص
(١٥)
16 - ترجمهء ابو مالك ضحاك حضرمى
٣٠ ص
(١٦)
17 - شرح حال مرحوم ابن شهر آشوب (قدس سره)
٣١ ص
(١٧)
18 - ترجمهء قيس ماصر (ره)
٣٢ ص
(١٨)
19 - ترجمهء حسن بن على بن يقطين (ره)
٣٣ ص
(١٩)
20 - ترجمهء سليمان بن جعفر جعفرى و داود بن قاسم (رحمهما الله)
٣٤ ص
(٢٠)
21 - شرح حال مرحوم صدوق (قدس سره)
٤٧ ص
(٢١)
22 - ترجمهء حسين بن خالد صيرفى
٥٢ ص
(٢٢)
23 - ترجمهء على بن اسماعيل ابو الحسن اشعرى
٥٤ ص
(٢٣)
24 - شرح حال مرحوم علامه حلى (اعلى الله مقامه)
٥٤ ص
(٢٤)
25 - بيان برهان تفكك رحى
٥٨ ص
(٢٥)
26 - بيان نظريهء جديد مبنى بر اينكه حد فاصلى بين جرم و انرژى نيست
٦٣ ص
(٢٦)
27 - انتقاد گفتار عبد الله نعمه و بيان اينكه قول بجسميت الوان و طعوم وروايح، مستلزم قول بتداخل نيست
٦٤ ص
(٢٧)
28 - نقل بعضى از رواياتى كه دلالت بر جسم بودن روح دارد
٦٨ ص
(٢٨)
29 - ترجمهء موسى المشرقى وموسى بن صالح و ابو الاسود
٧٥ ص
(٢٩)
30 - مناجات هشام بن الحكم كه حاكى از اخلاص وى نسبت باهل بيت عليهم السلام است
٧٦ ص
(٣٠)
31 - روايت ابن قولويه از على بن جعفر بن محمد كه حاكى از اين است كه محمد بن اسماعيل براى موسى بن جعفر (ع) سعايت كرد وسبب قتلش را فراهم نمود
٧٧ ص
(٣١)
32 - ترجمهء عبد الرحمن بن حجاج
٧٧ ص
(٣٢)
33 - ترجمهء جميل بن دراج
٧٨ ص
(٣٣)
34 - ترجمهء محمد بن حمران وبيان اينكه محمد بن حمران نام سه نفر از روات مىباشد
٧٩ ص
(٣٤)
35 - شرح حال محمد بن ابى عمير
٧٩ ص
(٣٥)
36 - ترجمهء محمد بن هشام خثعمى
٨٠ ص
(٣٦)
37 - سر اينكه عامه گمان كردهاند كه بدا از امتيازات شيعه است
٨٢ ص
(٣٧)
38 - ترجمهء هشام قوطى
٨٤ ص
(٣٨)
39 - ترجمهء جاحظ
٨٥ ص
(٣٩)
40 - ترجمهء نظام
٨٥ ص
(٤٠)
41 - شرح حال قاضى نور الله ششترى (قدس سره)
٨٧ ص
(٤١)
42 - ترجمهء عباس بن عبد المطلب (ره)
٨٩ ص
(٤٢)
43 - نامها وعناوين ومراتب و درجات روحانيان سازمان ديانت مسيح (ره)
٩٠ ص
(٤٣)
44 - ترجمهء عمرو بن عبيد بصرى
٩٨ ص
(٤٤)
45 - دو سؤال اضافهيى كه در روايات سماء والعالم مجلسى در مناظرهء هشام با عمرو بن عبيد است
١٠٢ ص
(٤٥)
46 - ترجمهء يونس بن يعقوب
١٠٣ ص
(٤٦)
47 - ترجمهء ضرار بن عمرو ضبى
١٠٦ ص
(٤٧)
48 - توضيح مثال معروف (اعطانا والله من جراب النورة) و ذكر مورد اصلى آن
١٢٢ ص
(٤٨)
49 - نقل قسمتى كه در ذيل روايت كشى راجع بوفات هشام بن الحكم ديده شده
١٢٢ ص
(٤٩)
50 - شرح حال مرحوم علامهء مجلسى (قدس سره)
١٢٤ ص
(٥٠)
51 - نقل معانى (زنديق) از فرهنگ نفيسى
١٢٦ ص
(٥١)
52 - معانيى كه دانشمندان براى كلمهء (استوا) و (عرش) ذكر كردهاند واينكه كداميك از آن معانى مناسب با مقام است
١٢٧ ص
(٥٢)
53 - نقل كلام فخر الاسلام از كتاب خلاصة الكلام براى توضيح عقيدهء مسيحيان
١٣٧ ص
(٥٣)
54 - بررسى عقايد صوفيه و نقل بعضى از كلمات شيخ عزيز نسفى
١٤٠ ص
(٥٤)
55 - ترجمهء ابن ابى العوجاء و نقل روايتى از كافى
١٤١ ص
(٥٥)
56 - شرح حال محمد بن يعقوب كلينى (قدس سره)
١٤٤ ص
(٥٦)
57 - شرح حال مرحوم فيض (قدس سره)
١٤٨ ص
(٥٧)
58 - شرح حال مرحوم صدر المتألهين (قدس سره)
١٤٩ ص
(٥٨)
59 - نقل كلام امير المؤمنين براى تأييد اينكه اختلاف شب و روز وحركت آفتاب وماه دو دليل جداگانه مىباشد
١٥٣ ص
(٥٩)
60 - ذكر طبقات شش گانه چشم و توضيح آنها
١٥٧ ص
(٦٠)
61 - ترجمهء ديصانيه و عقايد فرق مختلفة آنان
١٧٢ ص
(٦١)
62 - شرح حال مانى و عقايدش (نقل از ملل و نحل شهرستانى)
١٧٣ ص
(٦٢)
63 - شرح حال مرقيونيه و فرق آنان (نقل از ملل و نحل شهرستانى)
١٧٥ ص
(٦٣)
64 - ذكر روايتى در تأييد معنايى كه مرحوم ميرداماد (قدس سره) براى (صمد) ذكر كرده
١٨٥ ص
(٦٤)
65 - ترجمهء معاوية بن وهب
١٨٨ ص
(٦٥)
66 - نقل روايتى كه امير المؤمنين (ع) معانى (واحد) را در آن بيان فرموده
١٨٩ ص
(٦٦)
67 - ترجمه وشرح حال خواجهء طوسى (قدس سره)
٢١٠ ص
(٦٧)
68 - ترجمهء فاضل استرآبادى (قدس سره)
٢١٣ ص
(٦٨)
69 - نقل روايتى از امام هشتم براى تأييد معنايى كه فاضل استرآبادى براى امر بين الامرين فرموده
٢١٤ ص
(٦٩)
70 - ذكر روايتى براى تأييد معناى چهارم
٢١٦ ص
(٧٠)
71 - بيان مراد (قول) در آيهء شريفه (فبشر عبادى الذين يستمعون القول الآية)
٢٣٧ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
تعريف الكتاب ١ ص
تعريف الكتاب ٣ ص
مقدمة ٤ ص
مقدمة ٥ ص
مقدمة ٦ ص
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت (فارسي) - سيد أحمد صفائي - الصفحة ٢
(١) زرارة بن اعين شيبانى از رجال برجسته فقه و حديث و از اصحاب اجماع و فقيه ترين ايشان مىباشد. (اصحاب اجماع در اصطلاح به كسانى گفته مىشود كه فقها اجماع و اتفاق بصحيح بودن خبر آنها نموده و بروايت شان عمل مىكنند).
زراره در علم قرائت و فنون شعر و ادب و كلام نيز اطلاعات كافى داشته لكن تخصص وى در فقه بوده، بدين جهت امام صادق (ع) مرد شامى را براى مناظره در فقه (طبق روايتى كه ذكر خواهد شد) بزراره ارجاع فرمود.
اخبار در مدح وى از ائمه اطهار به حد تواتر است گاهى از او تعبير به يكى از اوتاد زمين و اعلام دين و گاه به يكى از سابقين و مقربين و گاه به يكى از مخبتين و گاه به نگهبان دين و امين بر حلال و حرام شرع مبين و جز اين از عناوين مادحه فرموده اند.
و بعضى از روايات كه حكايت از ذم نامبرده مىكند به مبناى تقيه و به منظور حفظ وجود دوستان و دور كردن شر دشمنان از ايشان از امام صادق (ع) رسيده است. گواه بر اين توجيه فرمايش خود امام صادق (ع) است كه به فرزند زراره فرمود " به پدرت سلام مرا برسان و بگو عيب جوئى و نكوهش من نسبت به تو از نظر دفاع و صيانت تو مىباشد چون دشمنان ما نسبت به كسى كه محبوب و مقرب دستگاه ما باشد، از هيچ گونه آزارى فرو گذار نمىكنند و تو بمحيت و خدمت بما و خانواده ما معروف شده اى، خواستم بوسيله نكوهش تو افكار دشمنان را از تو منصرف و شر آنان را از تو دفع نمايم. سپس امام، داستان معيوب كردن خضر، كشتى مساكين را كه خداوند در قرآن مجيد بيان فرموده يادآورى كرد و فرمود كه خضر در پاسخ اعتراض موسى فرمود: چون پادشاه ظالمى هر كشتى سالمى را مصادره مىكند، من خواستم بوسيله معيوب كردن كشتى، مال بينوايان را از مصادره ظالم حفظ كنم. منظور از اين تفسير اين است كه من بين اصحاب پدرم تو را بيشتر از ديگران دوست دارم چون تو بهترين كشتى درياى بيكران علوم و اسرار ما هستى و پشت سرت پادشاه ظالم غاصب قرار گرفته مراقب كشتى ها مىباشد هر كشتى سالمى را كه از درياى هدايت وارد مىشود براى آنكه آن كشتى و سرنشينانش را در اختيار خود قرار دهد بستم او را مورد تجاوز و تعدى قرار مىدهد (خداوند تو را در حال زندگانى و مرگ مشمول رحمت و خشنودى خود فرمايد) خواستم بوسيله عيب گوئى و نكوهش شر ظالم را از تو دور سازم. خلاصه آنكه ساحت مقدس وى از اتهامات مخالفين منزه مىباشد مذهب زراره در اصول و فروع مطابق مذهب جعفر بن محمد (ع) است و آنچه در كتاب الفرق بين الفرق به اين بزرگوار نسبت داده اند افتراى محض و مستند باحساسات مذهبى است.
زراره در علم قرائت و فنون شعر و ادب و كلام نيز اطلاعات كافى داشته لكن تخصص وى در فقه بوده، بدين جهت امام صادق (ع) مرد شامى را براى مناظره در فقه (طبق روايتى كه ذكر خواهد شد) بزراره ارجاع فرمود.
اخبار در مدح وى از ائمه اطهار به حد تواتر است گاهى از او تعبير به يكى از اوتاد زمين و اعلام دين و گاه به يكى از سابقين و مقربين و گاه به يكى از مخبتين و گاه به نگهبان دين و امين بر حلال و حرام شرع مبين و جز اين از عناوين مادحه فرموده اند.
و بعضى از روايات كه حكايت از ذم نامبرده مىكند به مبناى تقيه و به منظور حفظ وجود دوستان و دور كردن شر دشمنان از ايشان از امام صادق (ع) رسيده است. گواه بر اين توجيه فرمايش خود امام صادق (ع) است كه به فرزند زراره فرمود " به پدرت سلام مرا برسان و بگو عيب جوئى و نكوهش من نسبت به تو از نظر دفاع و صيانت تو مىباشد چون دشمنان ما نسبت به كسى كه محبوب و مقرب دستگاه ما باشد، از هيچ گونه آزارى فرو گذار نمىكنند و تو بمحيت و خدمت بما و خانواده ما معروف شده اى، خواستم بوسيله نكوهش تو افكار دشمنان را از تو منصرف و شر آنان را از تو دفع نمايم. سپس امام، داستان معيوب كردن خضر، كشتى مساكين را كه خداوند در قرآن مجيد بيان فرموده يادآورى كرد و فرمود كه خضر در پاسخ اعتراض موسى فرمود: چون پادشاه ظالمى هر كشتى سالمى را مصادره مىكند، من خواستم بوسيله معيوب كردن كشتى، مال بينوايان را از مصادره ظالم حفظ كنم. منظور از اين تفسير اين است كه من بين اصحاب پدرم تو را بيشتر از ديگران دوست دارم چون تو بهترين كشتى درياى بيكران علوم و اسرار ما هستى و پشت سرت پادشاه ظالم غاصب قرار گرفته مراقب كشتى ها مىباشد هر كشتى سالمى را كه از درياى هدايت وارد مىشود براى آنكه آن كشتى و سرنشينانش را در اختيار خود قرار دهد بستم او را مورد تجاوز و تعدى قرار مىدهد (خداوند تو را در حال زندگانى و مرگ مشمول رحمت و خشنودى خود فرمايد) خواستم بوسيله عيب گوئى و نكوهش شر ظالم را از تو دور سازم. خلاصه آنكه ساحت مقدس وى از اتهامات مخالفين منزه مىباشد مذهب زراره در اصول و فروع مطابق مذهب جعفر بن محمد (ع) است و آنچه در كتاب الفرق بين الفرق به اين بزرگوار نسبت داده اند افتراى محض و مستند باحساسات مذهبى است.
(٢)