خلوت شيطانى: خود ارضايى و راه درمان آن - سهراب پور، على - الصفحة ٣٩
درست تصميم بگيرد، زمينه ساز انحرافات فراوانى از جمله خود ارضايى مى شود. تا جايى كه برخى از روان شناسان، خود ارضايى را «مرض تنهايى» نام نهاده اند.[١]
همين عدم ارتباط شخص با جامعه و اجتماع باعث مى گردد. او به زندگى درونى و ارتباط مداوم با خود روى آورد. و همين جاست كه شخص را به اين فكر فرو مى برد كه از خود لذت ببرد.
از سوى ديگر تنهايى باعث مى شود شخص ضعيف و حساس شود و كم كم نيروى اراده اش رو به افول برود، تا جايى كه مقاومتش در مقابل اين عمل، بسيار كم خواهد شد. نوجوانان و جوانان عزيز، بايد تا مى توانند از تنهايى طولانى- بدون علت دورى كنند. و سعى كنند با افراد و اجتماعات سالم ارتباط برقرار كنند.
٦. عقده حقارت
ششمين زمينه و عامل گرايش به عمل قبيح «خود ارضايى» را مى توان «عقده حقارت» به شمار آورد. حقارت در مقابل كرامت نفس است. شخصى كه خود را محترم و بزرگ نداند امكان دارد به هر كارى دست بزند. اما شخصى كه كرامت نفس دارد طبيعتاً به دنبال خيلى از كارها و انحرافات نمى رود[٢]. بايد توجه داشت اصولا اساس انحرافات جنسى، احساس حقارت و بيهودگى است كه در شخص نهفته است.[٣]
متأسفانه بسيارى از پدر و مادران، با اين ادعا كه بچه لوس مى شود و روى ما حساب باز نمى كند، از احترام به فرزندانشان خوددارى مى كنند و اين را هم يك روش تربيتى خوب و مفيد مى داند. در حالى كه اين روش، جز اشتباه و بد انديشى چيزى ديگرى نيست. پدر و مادر اگر مى خواهند، فرزندانشان همواره به آنها احترام بگذارند، راهش اين است كه فرزندانشان را محترم بشمارند.
احساس نياز فرزند شما به احترام و شخصيت دادن در دوران بلوغ بيش از هر زمان ديگرى است، از اين رو وظيفه والدين نيز بيشتر خواهد بود. دكتر هاريس مى نويسد:
«جوانان براى خود موجودات مستقلى هستند و شما هم بايد آنها را صاحب شخصيت بدانيد. در دوران بلوغ بيش از هر زمان ديگر انسان به اين كه مورد توجه و پذيرش باشد اهميت مى دهد و به شدت احتياج دارد كه به عنوان يك دوست و شريك تلقى شود. چقدر مكرر از دهان جوانان شنيده مى شود «كاش يك بار بزرگ ترها با ما جدى صحبت مى كردند» اين حقيقتى است كه آنها مانند هر زن و مردى در صحنه گيتى بدان نياز دارند».[٤]
واضح است كه احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس ناتوانى، و در كل بى عرضه دانستن خويش، همه و همه، زمينه هاى فساد و انحراف است.
[١] - موريس دبس؛ بلوغ( از مجموعه چه مى دانم)، ص ٦٢، ترجمه حسن صفارى.
[٢] - آيت الله ابراهيم امينى؛ تربيت، ص ١٩٢، چاپ چهارم، مؤسسه بوستان كتاب، ١٣٨٧.
[٣] - دكتر سعيد شاملو؛ بهداشت روانى، ص ٤٥، چاپ هجدهم، انتشارات رشد، ١٣٨٥.
[٤] - محمّد تقى فلسفى، بزرگسالان و جوانان از نظر افكار و تمايلات، ج ١، ص ٤٢، چاپ پنجم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ١٣٨٥.